Archive for سپتامبر, 2009

برای شکنجه گران خُرد

دوشنبه, سپتامبر 14th, 2009

dali

[1]

نخستین بار که شنیدم به بازداشت شده ها تجاوز می شود، بی آنکه حتی یک خط از دکترین کسی را خوانده باشم و فقط از آگاهی شخصی و تجربه ام از زیستن در فرهنگی که ابژه-سوژه را ستایش می کند، زیرساخت های اجتماعی-فرهنگی این شیوه از تحقیر را دیدم. خشونت گر آگاه است که کرامت انسانی – نگاه کنید به دیباچه و مواد یک و بیست و دوی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر[2]–  کسی را که تا این حد خشمگین اش کرده و به منافع و ساختارهای فکری اش لطمه زده تخریب می کند. او چنین شیوه ی مجازاتی را مثل خرگوش از کلاه اش در نیاورده. این معنا را ما در فرهنگ مان داریم.

همان موقع برداشتم مقاله ای نوشتم برای کمپین برابری که به نظرم تنها می تواند آغازی باشد بر یک کار تحقیقی مشارکتی. امروز این نوشته را خواندم و – با حذف پیش گفتار تخصصی اش – بخش های رسایش را اینجا می آورم.

«چگونه حاکمیتی یقین حاصل می کند با ارائه ی داستانی از مفعول بودن می تواند انزجار ایجاد کند؟ چگونه حاکمیتی به مرحله ای می رسد که از میان تنبیه ها و مجازات ها، تجاوز را برگزیند ـــ تجاوز به منزله ی مفعول کردن فرد، کنش پذیر کردن او؛ و نیز چگونه است که از کارائی آن نیز اطمینان دارد؟ چرا در روسیه، به رغم نظام توتالیتر و سیسستم شکنجه و اعتراف گیری پِرقدمت و کارایش ـــ که سیستم ندامتگاهی ما بسیار از آن آموخته و وامدار آن است ـــ برای سرکوب مخالفان دست به چنین تجاوزاتی آن هم در این مقیاس گسترده و پُرجنجال نمی زنند؟ بی شک نمی گوییم که روسیه نظامی «انسانی»تر دارد. شاید پاسخ این باشد که تجاوز به منزله ی یک کُد تنبیهی، به منزله ی تکنیکی برای درهم شکستن محکوم، آن گونه که امروز برای نظام ندامتگاهی ما تعریف شده ، برای نظام روسیه تعریف نشده است. مثال دیگری بزنیم، اگر به هنگام مشاجره با یک سوئدی به او فحش ناموسی دهیم، او با تعجب به ما نگاه می کند و می پرسد «این قضیه به مادر من چه ربطی دارد؟!». درواقع برای این سوئدی فحش ناموسی تکنیک مناسبی برای تحقیر و شکستن نیست، اما برای یک ایرانی به غایت مفید و تاثیرگذار است! در گذشته و در خاور دور نیز بریدن موی سر یک مبارز چنان مجازات سنگین و شنیعی بود که گاه قربانیان آن، پس از بریده شدن گیس هایشان دست به خودکشی می زدند. بنابراین نسبت میان بدن و مجازات، و حتا نسبت میان بدن و درد، نسبتی پیشاتاریخی و پیشاتجربی نیست، و آن چه زمانی و برای قومی شنیع ترین و دردناک ترین تجربه ی درد و مجازات محسوب می شد، اکنون برای ما لطیفه ای بیش نیست.

پس نظام تنبیهی از تمامی تکنیک های موجود در خود کالبد اجتماعی بهره می گیرد و به هیچ رو تکنیکی ناشناخته و کدی ناشناس را از رأس هرم قدرت به پائین تزریق نمی کند. تنها تفاوت حاکمیت با دیگر عناصر کالبد اجتماعی در این است که حاکمیت از این تکنیک ها به گونه ای کلان، سیستماتیک و متمرکز بهره می گیرد. در ایران، خانم عکاسی را دستگیر می کنند و از او می خواهند اعتراف کند که با ۷۰ مرد رابطه ی جنسی داشته است و یکی از آن مردها اتفاقاً یکی از همکاران اش بود که او نیز دستگیر شده بود. این دو پس از آزادی یکدیگر را در دفتر روزنامه ملاقات می کنند و مرد با عصبانیت خطاب به خانم عکاس می گوید: «روسپی! من کی با تو خوابیدم؟» آیا هنوز شکی در کارائی این نظامی تنبیهی دارید؟! قرار بر این است که این خانم به عنوان روسپی معرفی شود، و این چنین نیز می شود؛ حتا از سوی یک همکار و قربانی دیگر. چرا که این رفتار ـــ هم خوابگی با هفتاد مرد ـــ کدی آشنا برای روسپیگری در بدنه ی جامعه است. قصد من تبرئه ی حاکمیت نیست، بلکه مسئله سازی تکنیک های تنبیهی است که همگی، و تاکید می کنم همگی، در زندگی روزمره از آن بهره می بریم، البته با طرح خنده ای![3]

پس در این شکل از تجاوز سیستماتیک در زندان های ایران، رابطه ی میان جرم و مجازات روشن است: جرم اعتراض است برحسبِ فاعلیت و مجازاتْ تجاوز است با بدل کردن فاعلیت به مفعولیت. ازاین رو به فاعلیتِ معترضْ تجاوز می شود تا بپذیرد که مفعولی بیش نیست. بنابر یک هنجار اجتماعی، اگر فردِ معترضی مورد ضرب وشتم قرار گیرد، به قهرمان و فاعل عرصه ی سیاست بدل می­شود؛ اما تجاوز مُهر تأییدی است بر کنش پذیری و مفعولیت. تجاوز نه یک ضد قانون و نه مولود دستگاه قضایی، بلکه محصول خود کالبد اجتماعی است، محصول زرادخانه ی تحقیرها، دشنام ها و کنایه ها، و محصول تضاد میان فاعل و مفعول در خود بدن اجتماع/ زرادخانه ای که تمامی مصالح اولیه اش را از خود کالبد اجتماعی می گیرد: تجاوز در چنان پیوند عمیقی با خود عملکرد جامعه ظاهر می شود که تمامی تنبیه های دیگر را به دست فراموشی می سپارد… و تجاوز چیزی نیست جز سازوکاری موجود در پیکر اجتماع، ولو با اندکی تشدید.»

برچسب های ذهنی ‘فمنیسم’ و ‘باز هم زنانه-مردانه’ را کنار بگذارید و بیاندیشید شما آخرین بار کی شکنجه گر بودید؟


[1] Image de Salvador Dali, Les Morts Par Violence

[2] Preamble

* … recognition of the inherent dignity and of the equal and inalienable rights of all members of the human family is the foundation of freedom, justice and peace in the world,

Article 1

* All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood.

Article 22

* Everyone, as a member of society, has the right to social security and is entitled to realization, through national effort and international co-operation and in accordance with the organization and resources of each State, of the economic, social and cultural rights indispensable for his dignity and the free development of his personality.

[2] احمد شاملو

بازار سبز

سه شنبه, سپتامبر 8th, 2009

«هر دو جنبه ی محیط زیست انسانی، طبیعی و انسان-ساخت، برای رفاه و بهره مندی از حقوق پایه ای انسانی و حق حیات لازم اند. حمایت و ارتقای محیط زیست…خواست همه ی مردم جهان و مسئولیت همه ی دولت هاست.»[1]

بیانیه ی کنفرانس استکهلم 1972

جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست دوازده سال پیش نخستین بازار سبزش را برگزار کرد. هدف بازار سبز آموزش پایه ای ترین خواست های زیست محیطی که هر شهروند باید بداند، افزایش دوستی انسان و طبیعت و درگیر کردن گروه های گوناگون اجتماعی برای حفاظت از محیط زیست بود. بازار توانست نویسندگان و بازیگران سرشناس، هنرمندان کوچک ارف، دانشجویان علاقه مند به محیط زیست، گروه های تئاتر دانشجویی، زنان سرپرست خانوار و دیگر سازمان های غیردولتی محیط زیستی را برای پیشبرد آگاهی زیست محیطی کنار هم گرد آورد. دومین بازار نیز در سال 78 در شیرخوارگاه آمنه برگزار شد.

پس از سالها جمعیت زنان دوباره می خواهد بازار سبز راه بیندازد. ردپای فرهنگ برگزار کنندگان در چیدمان غرفه ها و ارزش های فرهنگی که بازار متعهد به آنهاست، این بار هم دیده می شود. یونیسف و یونیک ایران برای کودکان و محیط زیست حاضر خواهند بود.[2] برای دوستی بیشتر بچه ها با حیوانات با همکاری انجمن وفا جای کوچکی برای حیوانات خانگی خواهیم داشت که دوست گربه ی من برای بچه ها و بزرگسالان درباره ی رفتار با حیوانات و نگهداری شان آموزش می دهد. گروه های موزیک کودکان اجرا خواهند داشت. فیلم ها و اسلایدهای زیست محیطی در آمفی تئاتر به نمایش در خواهند آمد. غرفه ای برای آموزش تغذیه ی سالم برای کودکان با دید زیست محیطی دیده شده. با استدلر، لیرا، ماد، سم، پرستو و چندتایی دیگر همکاری کرده ایم تا لوازم تحریر زیست محیطی با طرح های زیست محیطی این خانم مهربان برایمان بزنند. ساخت کاردستی ها و وسایلی را آموزش می دهیم که از مواد دور ریختنی و بازیافتی درست می شوند. آموزش نگهداری از گل و گیاه و فروش گیاه های سبز خانگی را خواهیم داشت. همچنین برای توانمند سازی زنان، با همکاری با سازمان های محلی شهرری و گلابدره، زنان سرپرست خانواده آش و عرقیجات سنتی و قارچ هایی که خودشان می کارند را می فروشند. دیگر سازمان های غیردولتی زیست محیطی هم فعالیت ها و سازمان شان را معرفی خواهند کرد.

همه ی اینها با ایده ی میترا البرزی منش، به کوشش اعضای فعال جمعیت و با پشتیبانی بخش آموزش سازمان حمل و نقل و ترافیک امکان پذیر شده است. بازار از سه شنبه بیست و چهارم شهریور تا یکشنبه بیست و نهم، از چهار تا یازده شب برگزار خواهد شد.[3]

سبز باشید و به طبیعت احترام بگذارید !

wsaep


[1] http://www.unep.org/Documents.Multilingual/Default.asp?DocumentID=97&ArticleID=1503

[2] من مسئول غرفه های سازمان ملل خواهم بود.

[3] مکان: بزرگراه اشرفی اصفهانی، میدان پونک، بلوار میزابابایی، خیابان عدل شمالی، پارک آموزش ترافیک