Archive for آگوست, 2009

چگونه یک NGO بین المللی شویم؟

چهار شنبه, آگوست 26th, 2009

سازمان ملل متحد از فوریه 1946 و پس از قطعنامه ی  1296 (XLIV) شورای اقتصادی و اجتماعی همواره بر همکاری با NGO ها و سایر سازمان های غیر دولتی تاکید داشته است. گرچه سازمان ملل همبستگی میان دولت های عضو است اما سازمان همواره بر آن بوده تا از اطلاعات و مشارکت دیگر نهادهای مدنی و اجتماعی برای دستیابی به اهداف توسعه و بهبود حقوق بشر بهره جوید.

ماده ی 71 منشور ملل متحد بیان می کند:

«شورای اقتصادی و اجتماعی می تواند برای مشاوره با سازمان های غیر دولتی که به امور در صلاحیت شورا اشتغال دارند، هرگونه مقررات لازم را اتخاذ نماید. این مقررات ممکن است شامل موسسات بین المللی و در صورت لزوم پس از مشورت با عضو ذی نفع سازمان، شامل موسسات ملی باشد.»

بر پایه ی همین ماده است که شورای اقتصادی و اجتماعی می تواند با سازمان ها و گروه های غیردولتی همکاری کند.

پس از این دیباچه ی بسیار کوتاه، آنچه در این پست می خواهم معرفی کنم «مقام مشورتی» NGO ها است. «مقام مشورتی» -Consultative Status- یک جایگاه و اعتبار ارزشمند است که شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل با شرایط ویژه به برخی NGO ها اعطا می کند تا بتوانند در جلسات علنی شورا نظر شفاهی و مکتوب بدهند. به بیان دیگر NGO های دارای مقام مشورتی دارای اقتداری همسان با یک دولت در سازمان ملل هستند، عضو سازمان به شمار می آیند و برای شرکت در جلسات مجمع عمومی در موضوعات گوناگون از طرف سازمان دعوت می شوند. برای نمونه در بررسی گزارش دوره ای جهانی تنها NGO های دارای مقام مشورتی می توانند در جلسه ی بررسی گزارش یک کشور نظر کتبی و شفاهی بدهند.

سه گروه مقام مشورتی عام (General) ، خاص (Special) و در فهرست (Roster) برای مشارکت توسط شورا اهدا می شود.

سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری، صلیب سرخ، شورای بین المللی محیط زیست و کمیسیون بین المللی حقوقدانان از شناخته شده ترین NGO های دارای مقام مشورتی هستند که جایگاه ویژه ای در تصمیم گیری ها و حتی صدور قطعنامه های حقوق بشری در سازمان ملل دارند.

شرایط عمومی احراز مقام مشورتی در شورا:

  1. سازمان باید با موضوعاتی که در حیطه ی صلاحیت شورای اقتصادی و اجتماعی و ارگان های فرعی آن است، مرتبط باشد.
  2. اهداف و مقاصد سازمان باید تابع روح، مقاصد و اصول منشور سازمان ملل باشد.
  3. سازمان، باید تعهد کند که از فعالیت سازمان ملل پشتیبانی نموده و بنا به اهداف، مقاصد، طبیعت و حیطه ی صلاحیت و فعالیت های خویش، آگاهی نسبت به اصول و فعالیت سازمان ملل را افزایش دهد.

شرایط خاص احراز مقام مشورتی در شورا:

  1. سازمان باید در زمینه صلاحیت خاص خود، از جایگاهی شناخته شده یا ویژگی نمایندگی برخوردار باشد. جایی که سازمان های متعددی با اهداف، منافع و دیدگاه های اساسی مشابه در زمینه ای فرضی وجود دارند، بایستی یک کمیته ی مشترک یا سازمان مجاز دیگری را به منظور مشورت با شورای اقتصادی و اجتماعی تشکیل دهند.
  2. سازمانی که متقاضی جایگاه مشورتی است، باید مدرک مستدلی را به دبیرخانه ارائه کند مبنی بر اینکه به هنگام پذیرش درخواست آن از سوی دبیرخانه، دستکم برای مدت دو سال موجودیت داشته است.
  3. سازمان باید یک دفتر مرکزی زیر نظر مسئول اجرایی و نیز یک اساسنامه ی تایید شده از طرق دموکراتیک داشته باشد که نسخه ای از آن به دبیرکل سازمان ملل واگذار گردد. همچنین با برگزاری کنفرانس ها با دیگر نهادهای نمایندگی، سیاست های خود را تعیین و یک ارگان را مسئول اجرای این سیاست ها نماید.
  4. سازمان باید مجاز باشد که از طریق نمایندگان قانونی خود از جانب اعضا سخنرانی نماید. در صورت نیاز، شواهد مربوط به وجود این اختیار باید ارائه گردد.
  5. سازمان باید دارای یک ساختار نمایندگی باشد. همچنین راهکارهایی مناسب برای پاسخ گویی به اعضایی که از طریق اعمال حق رای و سایر روندهای تصمیم گیری شفاف و دموکراتیک، کنترل موثری بر سیاست ها و عملکردهای آن دارند، مورد نیاز می باشد.
  6. منابع اساسی سازمان، در ابتدا باید از کمک های وابسته های ملی، سایر اجزا یا تک تک اعضا تامین شود. درجایی که کمک های داوطلبانه دریافت می شود میزان کمک و اهداکنندگان آن باید صادقانه برای کمیته سازمان های غیردولتی شورا مشخص گردد. هرگونه کمک مالی یا دیگر کمک ها، مستقیم یا غیرمستقیم، از یک دولت به سازمان باید از طریق دبیرکل به کمیته اعلام گردد و کاملا در سوابق مالی سازمان ثبت شده و مطابق با اهداف سازمان ملل به مقاصد مورد نظر اختصاص داده شود.[1]

بررسی درخواست NGO ها برای کسب یا تغییر جایگاه مشورتی از وظایف کمیته ی سازمان های غیردولتی شورای اقتصادی و اجتماعی است.

3051 سازمان غیر دولتی دارای مقام مشورتی با شورا هستند. تا کنون نوزده سازمان غیردولتی ایرانی توانسته اند مقام مشورتی خاص شورا را دریافت کنند.

ویژگی هایی که برای دریافت مقام مشورتی آمده اند برای NGO های ایرانی که بیش از دو سال سابقه ی فعالیت داشته باشند، ساده و قابل دستیابی هستند. تنها فرآیند اداری ثبت باید پیموده شود تا یک NGO به مقام ارزشمند مشورتی دست یابد که گستره ی کارکرد NGO را از سطح ملی به سطح بین المللی ارتقا می دهد و خود به خود NGO را یک نهاد بین المللی دارای اعتبار می کند، که علاوه بر امکان حضور در سازمان ملل، برای سایر فعالیت های NGO نیز مفید خواهد بود. برای نمونه دفاتر و آژانس های سازمان ملل برای سیاست گزاری ها و پروژه هایی که در ایران اجرا می کنند همواره با NGO های دارای مقام مشورتی همکاری می کنند.

اگر عضو یک سازمان غیر دولتی هستید و شرایط بالا را دارید، هر چه زودتر برای کسب مقام مشورتی اقدام کنید.

برای مطالعه ی بیشتر در سایت سازمان ملل:

http://www.un.org/esa/coordination/ngo/faq.htm


[1] ترجمه از کتاب سازمان های بین المللی، نگارش دکتر رضا موسی زاده، چاپ نهم، نشر حقوقی میزان

و آسمان به زمین اعتراف خواهد کرد!

شنبه, آگوست 1st, 2009

یاران من به بند:

در دخمه های تیره و نمناک باغشاه،

در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک،

در هر کنار و گوشه ی این دوزخ سیاه

ه.ا.سایه

انتخابات 22 خرداد 88 و جنبش های مدنی-سیاسی پس از آن با دستگیری گسترده ی شهروندان همراه شد. فراوانی بازداشت شدگان بازه ای می سازد از دست کم پانصد نفر مستند به آمار رسمی تا بیش از دوهزار و پانصد نفر بنابر گزارش خبرگزاری ها و سازمان های بین المللی. همه ی دستگیرشدگان –فعالین اجتماعی، چهره های شناخته شده ی سیاسی و مردم شرکت کننده در اعتراض ها – براساس اصل بیستم قانون اساسی «درحمایت قانون قرار دارند و از همه ی حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخور دارند». در زیر قوانین داخلی و بین المللی که شکنجه را باز می دارد آمده اند:

قوانین داخلی

الف- قانون اساسی

1-      اصل بیست و دوم: «حيثيت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسكن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردي‏ كه‏ قانون‏ تجويز كند.»

2-      اصل سی و دوم: «هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ دستگير كرد مگر به‏ حكم‏ و ترتيبي‏ كه‏ قانون‏ معين‏ مي‏ كند در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ بايد با ذكر دلايل‏ بلافاصله‏ كتبا به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهيم‏ شود و حداكثر ظرف‏ مدت‏ بيست‏ و چهار ساعت‏ پرونده‏ مقدماتي‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضايي‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاكمه‏، در اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.»

3-      اصل سی و هفتم: «اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.»

4-      اصل سی و هشتم: « هر گونه‏ شكنجه‏ براي‏ گرفتن‏ اقرار و يا كسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار يا سوگند، مجاز نيست‏ و چنين‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندي‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.»

5-      اصل سی و نهم: «هتك حرمت و حیثیت كسی كه به حكم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت كه باشد، ممنوع و موجب مجازات است.»

ب- قانون مجازات اسلامی

در سراسر قانون مجازات اسلامی ماده ای که شکنجه را منع کند یا به حیثیت زندانیان اشاره کند نیافتم. تنها ماده پنجاه و هفت آمر –در مفهوم کلی – را از انجام امر غیرقانونی باز می دارد:

«هرگاه به امر غيرقانوني يكي از مقامات رسمي جرمي واقع شود آمر و مامور به مجازات مقرر در قاون محكوم مي شوند ولي ماموري كه امر آمر را به علت اشتباه قابل قبول و به تصوراينكه قانوني است اجراء كرده باشد ، فقط به پرداخت ديه يا ضمان مالي محكوم خواهد شد.»

پ- قانون مدنی

در قانون مدنی نیز تنها دو ماده درباره ی موثر نبودن اقرار –بخوانید اعتراف – در حالی که اقرار به اکراه و بدون قصد بوده برای حفظ حقوق زندانیان وجود دارد:

  1. ماده 1262: «اقراركننده بايدبالغ وعاقل وقاصدومختارباشدبنابراين اقراصغيرومجنون درحال ديوانگي وغيرقاصدومكره موثرنيست.»
  2. ماده 1277: «انكاربعدازاقرارمسموع نيست ليكن اگرمقرادعاكند اقراراوفاسديامبني براشتباه ياغلط بوده شنيده مي شود.»

ت- قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي[1]

این قانون در زمان ریاست جمهوری خاتمی و ریاست مجلس مهدی کروبی به تصویب رسیده است و هدف اصلی آن جلوگیری از بازداشت های خودسرانه و حفظ حقوق زندانیان است. در زیر مواد قانونی مرتبط با شکنجه را بخوانید:

1-كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تامين و بازداشت موقت مي بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.

3- محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند.

4 – با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرايم و مطلعان از وقايع و كلا در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملا مراعات گردد.

5 – اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضايي ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.

6 – در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7 – بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا اقدام هاي خلاف قانون خودداري ورزند.

9- هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيت شرعي و قانوني نخواهد داشت.

10 – تحقيقات و بازجويي ها، بايد مبتني بر اصول و شيوه هاي علمي قانوني و آموزش هاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديده گرفته و در اجراي وظايف خود به روش هاي خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدي صورت گيرد.

13- محاكم و دادسراها بر بازداشتگاههاي نيروهاي ضابط يا دستگاههايي كه به موجب قوانين خاص وظايف آنان را انجام مي دهند و نحوه رفتار ماموران و متصديان مربوط با متهمان، نظارت جدي كنند و مجريان صحيح مقررات را مورد تقدير و تشويق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانوني شود.

15- رئيس قوه قضائيه موظف است هياتي را به منظور نظارت و حسن اجراي موارد فوق تعيين كند. كليه دستگاههايي كه به نحوي در ارتباط با اين موارد قرار دارند موظفند با اين هيات همكاري لازم را معمول دارند. آن هيات وظيفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانين، علاوه بر مساعي در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نيز از طريق مراجع صالح برخورد جدي نموده و نتيجه اقدامات خود را به رئيس قوه قضائيه گزارش نمايد.

قوانین بین المللی

براساس ماده 9 قانون مدنی «مقررات عهودي كه برطبق  قانون اساسي بين دولت ايران وساير دول منعقدشده باشددرحكم قانون است». بنابراین قوانین زیر برای دولت ایران لازم الاجرا هستند:

الف- اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

ماده 5- هيچ كس را نمي توان شكنجه كرد يا مورد عقوبت يا روش وحشيانه و غير انساني يا اهانت آميز قرار داد.

ماده 9- هيچ كس را نمي توان خودسرانه بازداشت كرد يا زنداني ساخت يا تبعيد نمود.

ماده 11- الف) هركس متهم به ارتكاب جرمي باشد، تا وقتي تقصير او طي محا كمه علني كه در آن هر گونه تضمين ضروري براي دفاع تامين شده باشد قانونا به ثبوت نرسد، بيگناه محسوب مي شود.

ب- میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

ماده 7- هیچکس نباید در معرض شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز و مجازات غیر انسانی و وحشیانه قرار گیرد. بویژه کسی را نباید بدون رضایت آزادانه اش در معرض آزمایشات پزشکی و علمی قرار داد.

ماده 9-

1-      هر کس حق آزادی و امنیت فردی دارد. هیچکس نباید تحت بازداشت و یا دستگیری خودسرانه قرار گیرد. هیچ کس نباید از آزادی خود محروم شود مگر در صورتی که قانون و مقررات آئین دادرسی حکم کند.

2-      هر کسی که دستگیر میشود باید در زمان بازداشت، دلایل دستگیری به اطلاع او رسانده شود و (نیز) باید بدون درنگ هر اتهامی که علیه او وجود دارد، به اطلاعش رساند.

3-      هر کسی که به اتهام جرمی دستگیر و یا بازداشت میگردد، باید بی درنگ در مقابل قاضی یا دیگر مقام مجازی که بوسیله قانون، قدرت قضائی را اعمال میکند، آورده شود و شایسته است که در مدت معقولی دادرسی شود و یا آزاد گردد. نباید بازداشت و انتظار دادرسی افراد بصورت قاعده عمومی و کلی درآید، ولی در هر مرحله از رسیدگی قضائی، (متهم) ممکن است با تضمین آزادی (موقت) جهت حضور در دادگاه و به اقتضای حکم دادگاه موکول گردد.

4-      هر کسی که بموجب دستگیری و یا بازداشت، از آزادی اش محروم میگردد، حق دارد روند دادخواهی را بدین منظور که دادگاه بدون تاخیر در مورد غیر قانونی بودن بازداشتش تصمیم گیرد، دنبال نماید تا اگر بازداشت او غیر قانونی است (قاضی) دستور به آزادی او دهد.

5-      هر کس که قربانی دستگیری و یا بازداشت غیر قانونی شده است، حق جبران خسارت دارد.

ماده 10-

1- تمام افرادی که آزادی آنها سلب میگردد (زندانیان) باید با آنها با انسانیت و احترام که حقیقت ذاتی شخص انسان است، رفتار شود.

2- الف- به جزء موارد استثنائی، افراد متهم باید از محکومین جدا نگاه داشته شوند و میبایست مشمول رفتار جداگانه ای، متناسب با وضعیت افراد غیر محکوم شوند.

ب- افراد جوان متهم باید از بزرگسالان جدا نگاه داشته شوند و باید در اسرع وقت در مورد آنها قضاوت گردد.

3- نظام ندامتگاه باید متضمن رفتار با افرادی باشد که هدف اساسی آن اصلاح آنان و اعاده حیثیت اجتماعی شان باشد. جوانان بزهکار باید از بزرگسالان جدا نگاه داشته شوند و (با آنها) متناسب سن و وضعیت قانونی شان رفتار گردد.

پ- کنوانسیون حقوق کودک

ماده 37 در ممنوعيت شکنجه، تضمين قانونی در اجرای مجازات

حکومت ها تضمين می کنند که:

الف) هيچ کودکی مورد شکنجه قرار نگيرد و رفتار غير انسانی و توهين آميز با او نشود. اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی ممنوع است.

ب) توقيف و حبس های غيرقانونی و بر پايه ی تصميم های شخصی، ممنوع است. حکم زندانی شدن برای کودکان مطابق قانونی و بعنوان آخرين امکان و آنهم برای مدتی بسيار کوتاه، صادر می شود.

ج) با هر کودکی که در حبس بسر می برد بايد رفتاری انسانی و بدون تحقير و توهين و متناسب با سن او داشت. اين کودکان را بايد در زندان از بزرگسالان جدا نمود مگر اينکه اين عمل به نفع کودک نباشد. هر کودکی حق دارد با خانواده خود بصورت ملاقات و يا نامه ارتباط داشته باشد، مگر در شرايط فوق العاده استثنايی.

د) هر کودک زندانی حق استفاده از وکيل را برای دفاع از خود دارد و بايد در دادگاه قانونی و ناوابسته که جانبدار دولت، حزب، فرقه يا آيينی نباشد، محاکمه شود. کودک حق دارد به ديگر مراجع صلاحيت دار قانونی در مورد حکم خود شکايت کند و به کار او سريع رسيدگی شود.

ایران هنوز کنوانسیون منع شکنجه را نپذیرفته است.

اما آنچه که این روزها از زندانها و بازداشتگاه ها شنیده می شود بیانگر خشونت و بی احترامی به حقوق بشر از شیوه ی بازداشت تا لحظه ی آزادی است. پاره ای از این روایات منتشر شده اند تا بتوان تصویری از موارد نقض قوانین پیدا کرد.

گواهی شاهدان از روش خشونت آمیز بازداشت شادی صدر، بازداشت خودسرانه و بدون مجوز عبدالفتاح سلطانی، مفقود شدن برخی از بازداشت شدگان، بی خبری کامل از وضعیت مصطفی تاجزاده و بهزاد نبوی در زمان بازداشت، نامشخص بودن نهاد مسئول بازداشت ها، بی مسئولیتی نهادهای ذی ربط در پاسخ گویی به خانواده ی سهراب اعرابی، آثار شکنجه بر محسن روح الامینی و فوت او به دلیل عدم رعایت بهداشت در زندان، عدم توجه به سلامت جسمی و روحی سعید حجاریان، تحت فشار گذاشتن محمد رضا جلایی پور برای اعتراف، بخشی منتشر شده از واقعیت هستند.

به خاطر ترس برخی از قربانیان خشونت و خانواده شان از بازگویی آنچه بر آنها گذشته، خواست خانواده ها بر آشکار نکردن روایت شکنجه و خشونت بر قربانی به دلیل نیاز به امنیت، دسترسی نداشتن به برخی زندانی ها و نبود امکان برقراری ارتباط با برخی از بازداشت شدگان، مخفیانه بودن اطلاعات بازداشتی ها و سکوت رسانه های عمومی، نمی توان روایت همه ی قربانیان را ثبت کرد. اما آشنایی با روش های یکسان در برخورد با بازداشتی ها و آگاهی از تئوری های ضابطین دادگستری [2] برای اعتراف گیری این امکان را می دهد تا از این اطلاعات کیفی به استقرا نتایج کمی گرفت. و به این برآیند رسید که همان گونه که دیده بانان حقوق بشر گزارش می دهد آنچه بر بازداشت شدگان می رود نقض آشکار حقوق انسانی آنهاست.

راهکارهایی که پیشنهاد می دهم دو دسته اند: دراز مدت و کوتاه مدت. هدف راهکارهای دراز مدت پیشگیری از نقض حقوق انسانی بازداشت شدگان در آینده از راه ابزارهای قانونی ست. و هدف راهکارهای کوتاه مدت استفاده از ابزارهای قانونی و فراقانونی موجود برای پیگیری نقض حقوق بازداشت شدگان و تا جایی که می شود احقاق حقوق شان است.

درخواست از دولت ایران برای پیوستن به کنوانسیون منع شکنجه، رفع ابهام از قوانین داخلی و پایبندی به قوانین موجود، جلوگیری قضایی از فعالیت سازمان های فراقانونی موازی با ضابطین رسمی دادگستری از راهکارهای دراز مدت هستند.

از دسته ی نخست آنچه برای هر نهاد اجتماعی امکان پذیر است نوشتن گزارش برای شورای حقوق بشر و کمیساریای عالی حقوق بشر و شرکت در نگارش UPR ایران است که در پست پیشین به آن اشاره کرده ام. همچنین براساس اصل سی و چهارم قانون اساسی «دادخواهی حق مسلم هر فرد است» و برای هر ذی نفعی امکان شکایت از طریق راههای قانونی موجود هست –بخوانید پیگیری قانونی مادر سهراب اعرابی، یعقوب بروایه و مسعود هاشمزاده و همچنین شکایت جمعی از مرتضوی دادستان تهران.

همچنین همکاری و درخواست حمایت از دایره ی حقوقی کمیته ی پیگیری وضعیت بازداشت شدگان پس از انتخابات ستادهای موسوی و کروبی که به هدف آزادی تمامی زندانیان سیاسی و دریافت غرامت برای خانواده های آسیب دیدگان تشکیل شده، به خاطر کانال های ارتباطی دولتی این کمیته می تواند نتیجه ی محسوس برای قربانیان به همراه داشته باشد.

صدور بیانیه ها، آگاه ساختن شهروندان جهان از شکنجه ها و نقض حقوق بازداشتی ها، خبررسانی و بازتاب رسانه ای آنچه در زندانها می گذرد ابزار نیرومندی برای تسریع روند احترام و تعهد به حقوق بازداشت شدگان است. گرچه باید اشاره کرد که در ذات حقوق بشر است که زمان بردار باشد. چرا که پایبند به توسعه ی پایدار است. متاسفانه –با ابزارهای موجود – هیچ کنش حقوق بشری نمی تواند به فوریت آنچه بر قربانیان رفته را جبران کند. اما حقوق بشر راهی ست که قطعا به نتیجه می رسد.

درآینده بیشتر درباره ی زمان و حقوق بشر می نویسم.


[1] مصوب پانزدهم ارديبهشت هزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تایید شورای نگهبان در تاريخ 16/2/1373


[2]

ماده ی 15 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری- ضابطین دادگستری مامورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و بازجویی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام می نمایند و عبارتند از:

1. نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران
2. روسا و معاونين زندان نسبت به امور مربوط به زندانيان
3. مامورين نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه به موجب قوانين خاص و در محدوده وظايف محوله ضابط دادگستري محسوب مي شوند.
4. سايرنيروهاي مسلح درمواردي كه شوراي عالي امنيت ملي تمام يا برخي از وظايف ضابط بودن نيروي انتظامي را به آنان محول كند.

مقامات و ماموريني كه به موجب قوانين خاص در حدود وظايف محوله ضابط دادگستري محسوب مي شوند.

تبصره – گزارش ضابطين در صورتي معتبر است كه موثق و مورد اعتماد قاضي باشند.