Archive for the ‘Violence against Women’ Category

سبز در کنار جامعه مدنی فرانسه

پنجشنبه, فوریه 18th, 2010

هفدهم فوریه جمعیت ملی حقوق زنان فرانسه نشستی برای پرسش از نمایندگان محلی برگزار کرد. ماهیت وجودی این نشستِ به شدت دموکراتیک، ارتباط و گفت و گوی مستقیم فعالین اجتماعی با نمایندگان احزاب بود. نمایندگان محلی -بخوانید اعضای شورای شهر- خود را در برابر یک NGO مسئول می دانستند و این مسئولیت نه فقط در پاسخ گویی که در شنود خواسته ها و یافتن امکانات تازه و راه های مشترک برای بهبود وضعیت زنان بود. بیشتر پرسش ها هم درباره ی خشونت بر زنان، حقوق دگرباشان، نابرابری در امکان شغلی، حقوق نابرابر برای کار یکسان، بیکاری زنان، حقوق کار زنان تن فروش، مشکلات زنان بی کاغذ و مهاجر بود.

به ترتیب از راست به چپ: Anne LECLERC عضو کمیته اجرایی حزب ان.پ.ا (پشت برگ ها)،  Emmanuelle COSSE دبیرکل پیشین اکت آپ و عضو حزب سبزهای فرانسه،  Anne HIDALGO معاون اول شهردار پاریس،  Michelle ERNIS مشاور شهردار و مسئول ناحیه ای حزب ان.پ.ا،‌ Martine BILLARD نماینده ی پارلمان

چند نفر از فعالین کمپین در پاریس موفق شدند مسئولیت بخش بین الملل این نشست را بگیرند. ما از این فرصت باارزش برای معرفی جنبش سبز و فعالین زنان در ایران استفاده کردیم. پیش از آن شکریه حیدر،  رئیس انجمن نگار برای حمایت از زنان افغان، چند دقیقه ای کوتاه اما بسیار تاثیرگذار صحبت کرد. او از اینکه دولت های اروپایی پس از شکست در جنگ می خواهند با طالبان پای میز مذاکره بنشینند متاسف بود. پس از کنفرانس لندن دولت ها تصمیم گرفتند به ازای زمین گذاشتن اسلحه، حقوق و امکانات در اختیار طالبان قرار دهند. نگار معتقد است که چیزی به نام «طالبان مدرن» وجود ندارد و دادن امکانات به طالبان به معنی تضییع بیشتر حقوق زنان و جلوگیری از تصویب قانون اساسی نوین برای افغانستان خواهد بود. به همین دلیل از سیاست مداران حاضر در جلسه خواست که پول خود را به نام «برقراری صلح در افغانستان» صرف بازگرداندن طالبان به حکومت افغانستان نکنند.

او اشاره ای هم به قانون بحث برانگیز منع استفاده از برقه در فرانسه کرد و گفت نگذارید طالبان کم کم در فرهنگ تان نفوذ کند.

پس از پخش مصاحبه ای که بچه ها از یک فعال اجتماعی در کنگو گرفته بودند، فیلم کوتاهی از جنبش سبز و زنان در جنبش سبز به نمایش درآمد.

کوتاه بگویم که جامعه ی فرهنگی-سیاسی فرانسه با همین نشست های مدنی شکل می گیرد و من از حضور فعال ایرانیان در چنین گردهم آیی هایی بسیار خوشحالم.

نه به همه ی فرم های خشونت بر زنان

دوشنبه, نوامبر 30th, 2009

no to violence against women

بیست و پنج نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت بر زنان را اهواز بودم برای برپایی گردهم آیی سالانه ی جمعیت زنان. آنقدر کارهایی که شعبه های شهرستان ها در طول این یکسال انجام داده بودند زیبا و تاثیرگذار بود و آنقدر در گردهم آیی صمیمانه شان خوش گذشت که پاک یادم برود بیانیه ی شخصی بدهم برای چنین روز بزرگی. با پنج روز دیرکرد گرامیداشت این روز را پاس می دارم؛ چرا که آگاهی نخستین گام برای حذف خشونت بر زنان است.

زنان گرامی؛

بدانید که «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی، جنسی یا روانی زنان بشود» یک رفتار نادرست برخلاف قوانین حقوق بشر و بر خلاف حقوق انسانی شماست. این رفتار می تواند «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» باشد.

بدانید که هیچ کس با هیچ بهانه ای، تاکید می کنم هیچ کس با هیچ بهانه ای، حق ندارد بر شما خشونت روا بدارد.

هر کجای دنیا که باشید هرگاه مورد خشونت جنسی قرار گرفتید بردارید به پلیس زنگ بزنید. حتما از آدم های آگاه – و نه کسانی که خودشان خشونت را تایید می کنند – حمایت بگیرید. هیچ فرصتی به کسی که به شما خشونت کرده است ندهید. چنین فردی شایسته ی شما نیست. حتی اگر باید هزینه ی زیادی بپردازید از مردی که برپایه ی جنسیت به شما خشونت می کند جدا شوید.

بدانید که هنگامی که مورد خشونت قرار می گیرید حق دارید عصبانی باشید و فرد خشونت گر را نبخشید. حق دارید مورد حمایت قرار بگیرید و درک شوید.

بدانید که کتک زدن و خشونت فیزیکی تنها یکی از فرم های خشونت بر زنان است. تهدید کلامی، اینکه شما را تحقیر کنند، یا در شما احساس گناه ایجاد کنند یا اعتماد به نفس شما را از بین ببرند هم خشونت جنسیت محور است که از مردی که سندروم بیشعوری فرهنگی دارد برمی آید. همچنین پایین آوردن شما یا نامیدن شما با کلمه های تحقیرآمیز، کنترل اینکه کجا می روید، با چه کسی حرف می زنید یا چه می کنید، محدود کردن زندگی اجتماعی شما به بهانه ی عشق یا حسادت، یا به تنهایی تصمیم گرفتن برای زندگی همه خشونت بر زنان به شمار می آیند. تحمل نکنید. صبر نکنید. برای رهایی تان کاری بکنید.

بدانید که خشونت بر زنان ارتباطی با میزان درآمد، وضعیت تحصیلی و طبقه ی اجتماعی ندارد.

بدانید که فرد خشونت گر تلاش می کند نشان دهد خود شما باعث این رفتار او شده اید.

چرخه ی خشونت را بخوانید (روی تصویر کلیک کنید) :

cycle of violence

خشونت بر زنان همچنین خشونت در بازداشتگاه ها، تجاوز جنسی، رفتار و گفتار ناراحت کننده مانند متلک های خیابانی، و از دید من حجاب اجباری بر زن را هم در بر می گیرد.

از اتفاقات کوچک هم نگذرید. نه شما و نه هیچ زن دیگری نباید مورد خشونت قرار گیرد. سکوت نکنید.

—————–

تعریف خشونت بر زنان از مجمع عمومی سازمان ملل متحد

برای شکنجه گران خُرد

دوشنبه, سپتامبر 14th, 2009

dali

[1]

نخستین بار که شنیدم به بازداشت شده ها تجاوز می شود، بی آنکه حتی یک خط از دکترین کسی را خوانده باشم و فقط از آگاهی شخصی و تجربه ام از زیستن در فرهنگی که ابژه-سوژه را ستایش می کند، زیرساخت های اجتماعی-فرهنگی این شیوه از تحقیر را دیدم. خشونت گر آگاه است که کرامت انسانی – نگاه کنید به دیباچه و مواد یک و بیست و دوی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر[2]–  کسی را که تا این حد خشمگین اش کرده و به منافع و ساختارهای فکری اش لطمه زده تخریب می کند. او چنین شیوه ی مجازاتی را مثل خرگوش از کلاه اش در نیاورده. این معنا را ما در فرهنگ مان داریم.

همان موقع برداشتم مقاله ای نوشتم برای کمپین برابری که به نظرم تنها می تواند آغازی باشد بر یک کار تحقیقی مشارکتی. امروز این نوشته را خواندم و – با حذف پیش گفتار تخصصی اش – بخش های رسایش را اینجا می آورم.

«چگونه حاکمیتی یقین حاصل می کند با ارائه ی داستانی از مفعول بودن می تواند انزجار ایجاد کند؟ چگونه حاکمیتی به مرحله ای می رسد که از میان تنبیه ها و مجازات ها، تجاوز را برگزیند ـــ تجاوز به منزله ی مفعول کردن فرد، کنش پذیر کردن او؛ و نیز چگونه است که از کارائی آن نیز اطمینان دارد؟ چرا در روسیه، به رغم نظام توتالیتر و سیسستم شکنجه و اعتراف گیری پِرقدمت و کارایش ـــ که سیستم ندامتگاهی ما بسیار از آن آموخته و وامدار آن است ـــ برای سرکوب مخالفان دست به چنین تجاوزاتی آن هم در این مقیاس گسترده و پُرجنجال نمی زنند؟ بی شک نمی گوییم که روسیه نظامی «انسانی»تر دارد. شاید پاسخ این باشد که تجاوز به منزله ی یک کُد تنبیهی، به منزله ی تکنیکی برای درهم شکستن محکوم، آن گونه که امروز برای نظام ندامتگاهی ما تعریف شده ، برای نظام روسیه تعریف نشده است. مثال دیگری بزنیم، اگر به هنگام مشاجره با یک سوئدی به او فحش ناموسی دهیم، او با تعجب به ما نگاه می کند و می پرسد «این قضیه به مادر من چه ربطی دارد؟!». درواقع برای این سوئدی فحش ناموسی تکنیک مناسبی برای تحقیر و شکستن نیست، اما برای یک ایرانی به غایت مفید و تاثیرگذار است! در گذشته و در خاور دور نیز بریدن موی سر یک مبارز چنان مجازات سنگین و شنیعی بود که گاه قربانیان آن، پس از بریده شدن گیس هایشان دست به خودکشی می زدند. بنابراین نسبت میان بدن و مجازات، و حتا نسبت میان بدن و درد، نسبتی پیشاتاریخی و پیشاتجربی نیست، و آن چه زمانی و برای قومی شنیع ترین و دردناک ترین تجربه ی درد و مجازات محسوب می شد، اکنون برای ما لطیفه ای بیش نیست.

پس نظام تنبیهی از تمامی تکنیک های موجود در خود کالبد اجتماعی بهره می گیرد و به هیچ رو تکنیکی ناشناخته و کدی ناشناس را از رأس هرم قدرت به پائین تزریق نمی کند. تنها تفاوت حاکمیت با دیگر عناصر کالبد اجتماعی در این است که حاکمیت از این تکنیک ها به گونه ای کلان، سیستماتیک و متمرکز بهره می گیرد. در ایران، خانم عکاسی را دستگیر می کنند و از او می خواهند اعتراف کند که با ۷۰ مرد رابطه ی جنسی داشته است و یکی از آن مردها اتفاقاً یکی از همکاران اش بود که او نیز دستگیر شده بود. این دو پس از آزادی یکدیگر را در دفتر روزنامه ملاقات می کنند و مرد با عصبانیت خطاب به خانم عکاس می گوید: «روسپی! من کی با تو خوابیدم؟» آیا هنوز شکی در کارائی این نظامی تنبیهی دارید؟! قرار بر این است که این خانم به عنوان روسپی معرفی شود، و این چنین نیز می شود؛ حتا از سوی یک همکار و قربانی دیگر. چرا که این رفتار ـــ هم خوابگی با هفتاد مرد ـــ کدی آشنا برای روسپیگری در بدنه ی جامعه است. قصد من تبرئه ی حاکمیت نیست، بلکه مسئله سازی تکنیک های تنبیهی است که همگی، و تاکید می کنم همگی، در زندگی روزمره از آن بهره می بریم، البته با طرح خنده ای![3]

پس در این شکل از تجاوز سیستماتیک در زندان های ایران، رابطه ی میان جرم و مجازات روشن است: جرم اعتراض است برحسبِ فاعلیت و مجازاتْ تجاوز است با بدل کردن فاعلیت به مفعولیت. ازاین رو به فاعلیتِ معترضْ تجاوز می شود تا بپذیرد که مفعولی بیش نیست. بنابر یک هنجار اجتماعی، اگر فردِ معترضی مورد ضرب وشتم قرار گیرد، به قهرمان و فاعل عرصه ی سیاست بدل می­شود؛ اما تجاوز مُهر تأییدی است بر کنش پذیری و مفعولیت. تجاوز نه یک ضد قانون و نه مولود دستگاه قضایی، بلکه محصول خود کالبد اجتماعی است، محصول زرادخانه ی تحقیرها، دشنام ها و کنایه ها، و محصول تضاد میان فاعل و مفعول در خود بدن اجتماع/ زرادخانه ای که تمامی مصالح اولیه اش را از خود کالبد اجتماعی می گیرد: تجاوز در چنان پیوند عمیقی با خود عملکرد جامعه ظاهر می شود که تمامی تنبیه های دیگر را به دست فراموشی می سپارد… و تجاوز چیزی نیست جز سازوکاری موجود در پیکر اجتماع، ولو با اندکی تشدید.»

برچسب های ذهنی ‘فمنیسم’ و ‘باز هم زنانه-مردانه’ را کنار بگذارید و بیاندیشید شما آخرین بار کی شکنجه گر بودید؟


[1] Image de Salvador Dali, Les Morts Par Violence

[2] Preamble

* … recognition of the inherent dignity and of the equal and inalienable rights of all members of the human family is the foundation of freedom, justice and peace in the world,

Article 1

* All human beings are born free and equal in dignity and rights. They are endowed with reason and conscience and should act towards one another in a spirit of brotherhood.

Article 22

* Everyone, as a member of society, has the right to social security and is entitled to realization, through national effort and international co-operation and in accordance with the organization and resources of each State, of the economic, social and cultural rights indispensable for his dignity and the free development of his personality.

[2] احمد شاملو